تبلیغات
شمیم عشق - جلسه پنج شنبه با دستور جلسه: وادی چهارم و تولد اولین سال رهایی مسافر فرهاد

به نام خدای هستی بخش

روز پنج شنبه 95/09/18جلسه هشتم از دور یازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه

 شیخ بهایی با نگهبانی مسافر علیرضا ، استادی مسافر مجید اعتباریان ودبیری مسافر حسین

با دستور جلسه :"وادی چهارم و تاثیر آن روی من"

و "جشن اولین سال رهایی مسافر فرهاد "

 راس ساعت 17 آغاز به کارنمود.

اگر شخص با تمام وجود مشکلات بوجود آمده را نپذیرد و قلبا نخواهد که آنها را درست کند هیچ وقت به نتیجه نمی رسد و روز به روز در باتلاق اعتیاد و افکار مخرب خودش فرو می رود و نمی تواند به نتیجه برسد......


به ادامه مطلب بروید ...



سخنان استاد:

من در ابتدا تبریک عرض می کنم خدمت تمامی مسافران و همسفرانی که دست به دست هم دادند تا این شعبه جدید راه اندازی شود و دیگر دغدغه ی جمع آوری اجاره را نداشته باشیم.همچنین تبریک عرض می کنم نوزدهمین سالروز تولد بنیان کنگره را که همه ی ما مدیون این روز و  این شخص بزرگ هستیم . در مورد پیامی که آقای مهندس اخیرا فرموده و باید در جلسات خوانده شود این را می گویم که  تک تک ما که اینجا نشسته ایم در قبال رها شدن و یا رها نشدن دیگران مسئول هستیم  .همانطور که همسفران می توانند هم برای رهایی مسافرانشان بال پرواز باشند و هم می توانند باعث رها نشدن آنها شوند. این موضوع که ما در هر جایگاهی که هستیم نسبت به مسئولیت هایی که داریم شناخت پیدا کنیم بسیار بسیار حائز اهمیت است و قطعا و یقینا قوانینی که در کنگره وضع می شود و پیام هایی که آقای مهندس ارائه می دهند برای این است که ما آموزش ببینیم و باعث نشود که افرادی وارد کنگره بشوند و جواب نگیرند.افرادی که به کنگره مراجعه می کنند همه شان درمانده هستند ٬همه شان با باری از مشکلات خانوادگی٬مالی٬کاری٬شخصیتی٬روحی و ... وارد کنگره می شوند و ما باید سرویس صحیح به آنها بدهیم نه اینکه باری بر دوش آنها شویم.رهجو هم باید حرف راهنمایش را تمام و کمال گوش دهد و بار مسئولیت درمانش را بپذیرد. همسفران هم باید مشکلات پیش آمده در خانواده را بپذیرند و در کنار مسافر تلاش بکنند تا به رهایی برسند.

چه بسا افراد زیادی بودند که تصورشان این بود که بار مسئولیتشان را بر گردن همسفرشان یا خانواده شان بیندازند ولی خیال باطل بود و به جایی نرسیدند.اگر شخص با تمام وجود مشکلات بوجود آمده را نپذیرد و قلبا نخواهد که آنها را درست کند هیچ وقت به نتیجه نمی رسد و روز به روز در باتلاق اعتیاد و افکار مخرب خودش فرو می رود و نمی تواند به نتیجه برسد. شاید ما هر هفته ۲۰ الی ۵۰ نفر تازه وارد داریم اما آیا هفته ای ۵۰ تا رهایی را هم داریم؟خیر. این نشان می دهد که افراد باید بیایند و خودشان را با کنگره وفق دهند نه اینکه کنگره خودش را با آنها وفق دهد.

راهنما انگشت اشاره است و مسئولیت رهجوها را به آنها نشان می دهد.کنگره آرام آرام مسئولیتهای ما را به ما یادآوری می کند و ما اجرا می کنیم تا به درمان برسیم.خداوند در کلام الله می فرماید بار هیچ نفسی را نفس دیگر نمی تواند به دوش بکشد.خیلی وقتها ما فکر می کنیم که مادر نسبت به ما بسیار محبت دارد ولی می گویند روز قیامت مادر از فرزند و فرزند از مادر فرار می کند.خوب است که ما قبل از اینکه مسئولیتی را بپذیریم نسبت به آن مسئولیت آگاهی و شناخت پیدا کنیم.تمام مطالب کنگره بر اساس کلام الله است و چه خوب است ما در سفر اول کلام الله را بخوانیم و ببینیم خداوند در مقابل جسم و زندگی و حیاتی که به ماداده از ما چه خواسته و گفته چگونه از آنها استفاده کنیم.

دستور جلسه دوم:

آقای فرهاد و همسفرشان با وجود  تمام مشکلات و مسائلی که در طول سفرشان داشتند ماندند٬صبر کردند٬تحمل کردند٬از خود استقامت نشان دادند و عاشقانه نسبت به همدیگر تلاش کردند تا مشکلاتشان حل شود چون فهمیدند که هیچ کس غیر از خودشان نمی تواند مشکلاتشان را حل کند.آقای فرهاد روز اولی که وارد کنگره شدند منیت بالایی داشتند٬ مصرف همزمان شیشه و شیره داشتند و این واقعا تخریب وحشتناکی روی ایشان گذاشته بود و من روزهای اول باورم نمی شد که یک روزی فرهاد رها شود.اما ایشان واقعا آمده بود که درست شود.خدا را شکر که آمد و ما در ادامه دیدیم که رهجوی بسیار خوبی است همیشه مشارکت می کرد و تجربیاتش را در اختیار دیگران قرار می داد.همسفرش همیشه در کنارش بود و در مقابلش نبود و واقعا هر دو آمده بودند که درمان شوند.من این روز زیبا را به ایشان و خانواده محترمشان و راهنمای همسفرشان تبریک عرض می کنم.

پس از سخنان استاد , مشارکت مسافران وهمسفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سال رهایی  مسافر فرهاد را با شور فراوان جشن گرفتیم.

اعلام سفر مسافر فرهاد:

آنتی ایكس مصرفی:شیره و شیشه

مدت تخریب:بیش از 30 سال

مدت سفر اول:11 ماه و 15 روز

نام راهنما:آقای مجید اعتباریان

مدت رهایی:1 سال و 17 روز

آرزوی مسافر فرهاد:آرزوی من این است که در کل جهان این چنین صفا و صمیمیت و صلحی که در کنگره برقرار است برقرار شود.

آرزوی همسفر فرزانه:از صمیم قلبم برای همه سفر اولی های عزیز آرزو می کنم که به رهایی و درمان برسند.

صحبتهای مسافر فرهاد:

من در دوران تخریب درمان را باور نداشتم پروسه درمان را کاملاً فراموش کرده بودم. وقتی به کنگره آمدم آقا مجید با من و همسرم صحبت کرد و به من گفت اگر به خاطر خانواده ات به کنگره آمده ای بهتر است از همین راهی که آمدی برگردی. گفتم من برای خودم و درمان اعتیادم به کنگره آمده ام و ازهمان اول جذبه و حس آقا مجید و روحیه ورزشکاری او را جذب کردم. جلسه اول واقعاً ذوق زده شدم چون بدون دلیل پیراهن سفید پوشیده بودم و همرنگ جمع شده بودم. استاد جلسه آقای صدیقی بود با خودم گفتم این آقا که تازه از استریل درآمده و اصلاً دود سیگارهم بهش نخورده مگر می شود این مصرف كننده باشد!بعد از جلسه آقا مهدی مرا بغل کرد و من خیلی انرژی گرفتم هنوز باور نداشتم. با یک حسی درون خودم درگیر بودم.بین دو راهی قرار گرفته بودم بالاخره در جشن تولد آقای شوشتری بی اختیار به گریه افتادم و این ضربه نهایی بود که به من خورد و مرا برای ادامه راه مصمم کرد.

 من با تخریب زیاد شیشه و شیره که داشتم به کنگره آمدم ولی به حرف راهنما گوش کردم و سعی کردم به دستورات راهنما عمل کنم و یک مسئله مهم این است که برای سفر اولیها  شاید اوایل سفر باورش برایتان سخت باشد من هم همینطور فکر می کردم  با مشکلات زیادی که داشتم آمدم  و الان الگوی درمان شده اعتیاد هستم و این لحظه زندگی ام را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کنم. من همیشه خجالت می کشیدم ازهمسفرم عذرخواعی کنم از بچه هایم عذرخواهی کنم. من سی سال اعتیاد داشتم و بزرگ شدن بچه هایم را ندیدم. در زمان مصرف تا وقتی کار می کردم اوضاع خوبی داشتم ولی کارم را در اثر اعتیاد از دست دادم و با کلی قرض وبدهی که داشتم در کنگره سفرم را شروع  کردم خدا را شکر در طول سفرم همه چیز کم کم رو به راه شد و این را بدانید که راهنما به اندازه یک بمب هیدروژنی به رهجوهایش انرژی می دهد من از راهنماهای خودم آقای اعتباریان و آقا سالار تشکر می کنم.

صحبتهای کمک راهنما همسفر سارا:

بار دگر بنده شویم نقطه تابنده شویم                     وصل بر این رحمت گردنده شویم

خدا راشکر می کنم که در این جشن فرخنده حضور دارم و از مسافرم کمک راهنما ابراهیم موحدی تشکر می کنم که باعث شد من در این جایگاه قرار بگیرم، همسفر فرزانه به خاطرعشق و ایمان خودشان و صبر و استقامتی که داشتند توانستند این جایگاه را لمس کنند و قطعاً این دو عزیز با خدمتهایی که می کنند جایگاه کمک راهنمایی را لمس خواهند کرد من برای این عزیزان این پیام که در کتاب 60درجه آمده را بازگو می کنم، اسب و سوارکار هر دو میزان هستند شما از سخن دوستان نرنجید و سعی نکنید که از آنها فاصله بگیرید خود آنها آرام آرام تغییر را در شما می بینند و از شما فاصله می گیرند مگر اینکه قابل هدایت باشند. 

امیدوارم دوستان آقا فرهاد که قبلاً با او بودند آرام آرام به سمت کنگره حرکت کنند وازاین آتش ویرانگر به سمت نور هدایت شوند.اولین سالروز رهایی آقا فرهاد و خانم فرزانه را به خودشان و خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم به آقای مهندس تبریک عرض می کنم به آقای اعتباریان که زحمت بسیاری را برای رهجوهایشان می کشند و ما تغییر را در رهجوهایشان می بینیم تبریک می گویم از ایجنت محترم و مرزبانان عزیز تشکر می کنم.

صحبتهای همسفر فرزانه:

آقا فرهاد هیچ وقت در خانه هیچ مسئولیت را قبول نمی کردند ولی وقتی به کنگره آمدند مسئولیت پذیری را یاد گرفتند و من تغییرات را در ایشان در سفر دوم دیدم . یک همسفر اول باید خودش تغییر کند حسهایش را بتواند تغییر دهد تا جایگاهش هم تغییر کند. زمانی که همسفر تغییر کند مسافرش هم تغییر می کند. خدا را شکر می کنم دو سال است ما در خانه هیچ دعوا و مشاجره ای نداشته ایم. 

دعا می کنم برای همه عزیزانی که خواستار ریزش هستند برای سفر اولیها آرزو می کنم که با دانایی و استقامت بتوانند سفرشان را بگذراند و به رهایی برسند تا سند بدون نقصی بشوند برای کنگره، سال قبل رهایی ما همزمان با تولد آقا مجید بود و امسال هم تولد ما همزمان شده با جشن تولد نوزده سالگی بنیان کنگره آقای مهندس دژاکام و من این را به فال نیک می گیرم و خدا را شکر می کنم و از آقای مهندس و خانم آنی تشکر می کنم که با شجاعت و شهامت هرچه داشتند را در اختیار بقیه انسانها گذاشتند و به فکر نجات انسانها هستند از تمام عزیزان که در کنگره خدمت می کنند تشکر می کنم از کمک راهنمای گرامی آقای اعتباریان تشکر می کنم و از خانم صفورا که سیزده ماه  در خدمت ایشان بودم تشکر می کنم ازخانم سارا که با مهربانی به من کمک کردند تشکر می کنم.


منبع : نمایندگی شیخ بهایی اصفهان





طبقه بندی: گزارش جلسات کنگره 60، جشن تولد،
برچسب ها: كنگره 60، جشن تولد، وادی چهارم، سارا نجاران،

تاریخ : سه شنبه 23 آذر 1395 | 02:20 ب.ظ | نویسنده : سارا نجاران | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.