تبلیغات
شمیم عشق - سی دی لژیون مالی
متن کامل سی دی لژیون مالی{ مهندس دژاکام}
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر امیدوارم حال همتون خوب باشه حال منم بحمدالله خوبه
 امروز 31/6/94 ساعت 06/9 دقیقه بامداد هوا هم که بحمدالله خوب و تمیزه خب دستور جلسه رو گذاشتم لژیون مالی الآن با خودم فکر می کردم ما راجع به بعضی مسائل مثلاً صحبت نکردیم یا خیلی کم صحبت کردیم مثلاً بعد از چهارده سال پونزده سال راجع به غریزه جنسی صحبت کردیم . در دوتا سی دی که پیشنهاد می کنم که حتماً همتون باز سی دی ها رو گوش کنین و حتی کسانی که از فامیلاتون، دوستاتون، آشناهاتون می خوان ازدواج کنن لطفاً همه رو به عنوان هدیه به عنوان کادو بهشون بدین .
حالا چه آقایون چه خانم ها یا حتی بعضی اختلالاتی در خانم هاشون هست سی دی رو به عنوان هدیه بهشون بدین اینو البته من از بعضی از مسافرا شنیدم که اینکارو کردن و اینکارو تصمیم دارن انجام بدن.مسئله بعدی مسئله
.............
و باید ما براش قائل باشیم نه اینکه بگیم پول چرک دسته اینطوری نباید بگیم از جهتی دیگه وجدان خودمون هم با پول نفروشیم بخاطر پول انسانیت رو زیر سؤال نبریم  بخاطر پول تجاوز نکنیم بخاطر پول شهادت دروغ ندیم لازم نیست که انسان گدا و فقیر باشه انسان می تونه ثروتمند باشه فخر فروشی نباشه به دیگران کمک کنه اگر نداشته باشه چگونه می خواد کمک کنه یه ادم فقیر چجوری می خواد بهش کمک کنی چجوری می تونه به دیگران کمک کنه.اون قصه ای هست مال دوتا برادر بودن یکی محمد غزالی یکی احمد غزالی قصه هست البته هر دوتا عارف های بزرگی بودن یا یکیشون فقیه خیلی بزرگی بود یکیشون می گویند قصه هست دیگه احمد روی داشت موضع می کرد صحبت می کرد میان بهش میگن شیخ میگه چیه میگه کاروانت از شهر ری رسید و محصول خوبی رو  آورد میگه مبارک هست انشاالله باز میگه یا شیخ فلان گله گوسفندت اومد فلان کار رو کردد و محصول خوبی رو آورده کیشون فقیه خیلی وری شما پول داشته باش بهترین دانشمن میگه خیلی خیلی مبارکاست بحمدالله و تمام اونایی که نشسته بودن می گفتن عجب شیخ پول پرستی همینطور که بالا نشسته گله اسب بهش می رسه قافلش از شهر ری می رسه این چقد طماع و پول پرسته بعد میگن مثلاً فلان اتفاق افتاد فلان کس مریضه میگه مثلاً خون مادیون، جوان ترین مادیون اسب ماده رو میگن براش لازمه میگه برین از طویله یه مادیون بردارین بکشین میگن فلان کس فلان چیز رو می خواد میگه برین از فلان جا بگیرین خرج کنین میگه فلان جا غذا ندارن میگه برین از رمه پنجاه تا گوسفند بگیرین بهشون بدین وقتی که هست می تونی این کارو کنی شیخی که گدا باشه مفلس باشه چجوری می تونه بهشون کمک کنه.موضوع اینه که بودن پول لازمه و ضروری و مهم و مشروط به این که در صراط مستقیم استفاده بشه و در صراط مستقیم هم چی بشه مصرف بشه بعضی ها ثروتمند زندگی می کنن بعضی ها ثروتمند می میرند این دوتا مسئله است ثروتمند زندگی می کنند بعضی زندگیشون از مالشون پولشون استفاده می کنن به دیگران میدن در راه خدا میدن همه کار هم می کنن ولی اونایی که ثروتمند می میرن یعنی پولشون رو نگه میدارن یه قرونشو خرج نمی کنن همه رو جمع می کنن جمع می کنن موقعی که می یمرن کلی براشون چیه ثروت مونده است وراث می خورن،                نه خود خورم نه کس دهم           گنده کنم به سگ دهممنظورم وراث سگ نیستن ولی خوب بعضی اوقات از سگ هم بدترن چون وقتی این ارثه میرسه خواهرها برادرها به جون همدیگه می افتن عین دشمنای همدیگه میشن سر خونه و ملک وکیل می گیرن وزیر می گیرن هم دیگه شکایت می کنن همدیگرو دادگاه میکشن تو سر همدیگه میزنن بله نه خود خورم نه کس دهم گنده کنم به سگ دهم قطعاً همینه خواهری برادری پدری مادری فامیلی همه چی تحت شعاع همه چی نابود میشه بخاطر این ثروته،پس زحمت کشیده پول جمع کرده مرده رسیده به اونها یه خدابیامرزی هم نمی گن هر کدوم از این وراث هم میگن آتیش تو قبرش بباره خدا لعنتش کنه چرا موقعی که زنده بود اینآپارتمان توی زعفرانیه رو به من نداد چرا این لعنتیموقعی که بود تو باغ توی میدون ونک یک هکتار باغ داشت چرا این رو به نام من نکرد خدا لعنتش کنه خدا از تقصیراتش نگذره کلی نفرین و لعنت هم بهش میگن سال به سال هم سر قبرش نمیرن اینا چیزایی هست که ما باید بیدار باشیم و وقتی که اون ثروت هست باید خودت بخوری و به دیگران هم بدی به تنهایی از گلوت پایین نمیره وعده خداوند دروغ نیست ببینید من به این باور رسیدم که هیچ وعده خداوند عین عین حقیقته.من توی یکی از این یه مکانی بودم هستم البته در بعضی جاها موقعی که فصل گردو میشه یا سیب ها یه سری پرنده ها میان سیب هارو می خورن یا گردوها رو می خورن یا گنجیشک ها میان مثلاً انگورها رو می خورن مثلاً پرنده دمجنبون یا فارسی بهش هزار دستان هم بهش گویا میگن این میاد گردوها رو می خوره سیب ها رو می خوره بعضی ها بر میدارن اینا رو با تفنگ بادی اینارو  شکار می کنن میزنن میگن که محصول مارو چیکار می کنن خراب می کنن حال یه موقع می بینی ملخ ها حمله می کنن به یه مزرعه ای تمام مزرعه رو لخت می کنن میگه خب آفت بزرگه ولی این چندتا دم جنبون و چندتا گنجیشک چقدر گردو می خورن چقد سیب می خورن و تو با تفنگ بادی با تفنگ ساچمه ای با تفنگ می خوای اینارو بزنی بکشی که دوتا گردوی منو خوردن خب اینا اگه از این باغ نخورن از کجا بخورن آیا همین پرندگان از این کره زمین سهم دارن یا ندارن برن سنگهای بیابون رو بخورن یا برن سوپرمارکت خرید کنن.پس مگر این نیست که ما باید زکات مالمون رو بدیم خب فرض کنیم پرندگانی که دارن می خورن این پرندگان زکات مالته قدیم که یارو گندم بود گندم هاشو درو می کرد برداشت می کرد می گفت این زکات مال من این سهم خداست سهم مردم همونجا می گذاشت کنار حالا چهارتا گندم چهارتا سیب چهرتا انگور خوردن این سهمشونه حقشونه دارن می خورن چون اونام حق حیات دارن نمیدی میزنی وقتی میزنی.حدود چهار، پنج ماه پیش نزدیک فروردین بود دیگه سرما زد تمام گردوها رو خشک کرد تمام سیب ها زردآلوها هلوها اکثر نقاط همه رو از بین برد خب فکر می کنی چی رو میزنی برین،تو قرآن بخونین ببینین آشکار نوشته شده دو مرتبه همین هفت هشت روز پیش تو یه پرنده رو میزنی که یه سیب رو نوک میزنه یه تگرگ اومد همین هفته پیش تمام سیب هارو سوراخ سوراخ کرد تمام سیب های زرد و قرمز تگرگ ها عین تفنگ ساچمه ای سیب هارو سوراخ سوراخ کرد تمام سیب هارو از بین برد و نابود کرد تمام انگورهارو  از بین برد تمام برگ های درختو انگار سوراخ سوراخ کرد خب این بخاطر اینه که ما اون خیر و برکت رو از بین بردیم ما حتی چشم اون رو نداریم که پرنده یه گردوی مارو بخوره یه سیب مارو بخوره.قدیم مردم می رفتن سر مزارع یارو مثلاً بچه ها می رفتن باغی که سیب بکنن گوجه فرنگی بکنن یا چیزی بردارن بخورن قدیمیا اگر می دیدن راهشونو کج می کردن صاحب باغ از یه طرف دیگه می رفت که بچه ها نبیننش که نکنه اینکارو نکنن یه غریبه می اومد می گفتن بفرما بسم الله الآنه حتی تو بعضی روستاها یه راه نمیزارن که یکی از این راه عبور کنه یه دومتر جاده نمیزارن که لااقل محصول خودشونو با ماشین ببرن هزار و پونصد متر انگورا رو میزارن تو جعبه میزاره رو شونش تا ببره به لب جاده خب اینا هست که وقتی که مالی ما داریم اینارو در راه خدا میدیم اینجوری میشه باغ مارو گردوهای مارو سرما میزنه سیب هارو سرما میزنه تگرگ میاد همه چیز رو از بین میبره نابود می کنه.برین بخونین اینا همه هست اینا مکتوبه اینا نوشته شده من از خودم نمیگم تو باید بدی برای اینکه زندگی شکل پیدا کنه نظام پیدا کنه تو نمیدی وقتی که از گرسنگی مُرد میاد یختو می گیره الآن همین مسئله ای که داغ هست مسئله پناهجویان هست پناهجویانی رو ریختن دارن میریزن تو اروپا و این طرف و اون طرف اینا ریشه اش کجاست ریشه اش به اونجاهایی می خوره که بعضی کشورهای اروپایی مواد شیمیایی رو ساختن دادن به کشورهای خان طرف و اون طرف اینا ریشه اش کجاست ریشه اش به اونجاهایی می خوره که بعضی کشورهای اروپایی مواد شیمیایی رو ساختن دادن به کشورهورمیانه که رو سر همدیگه بریزن بمبی که در جنگ بکار رفت بمب خردل و بمب شیمیایی مال چی بود که کلی ها رو شیمیایی کرد اینارو کی ساخته اینارو اروپایی ها ساختن اون موشک هارو دادن به کشورهای خاورمیانه که موشک ها بیفته تو خاورمیانه یه موشک آلمانی نمی خوره که یه موشک به نروژ دانمارک سوئد جاهای دیگه که نمی خوره همه می خوره تو خاورمیانه به کشورهای ما دیگه اونا درست کردن فانتوم رو ما درست نکردیم که میراژ هم کهما درست نکردیم بمب هارم که ما درست نکردیم اونا درست کردن دادن به این طرف خب اینقدر ریختن که اینا محل سکونت نبود مثل مورو ملخ رو سر خودشون برگشت این قضیه هست اینقدر ریختن که اینقدر این کارو کردن که امنیت سکونت نبود خب برگشت کرد سر ریز کرد سر خودشون اینا همه به همدیگه چیه وابسته هست در اقتصادی که ماها حتی اقتصاد باید در یک خانواده شروع بشه اقتصادی به خانواده یه درآمد ما داریم یه مخارج داریم یه مدیریت داریم باز مثلث میشه یک مقداری درآمد کسب می کنیم یه مقداریشو باید هزینه کنیم یه مقداریشو چیه باید مدیریت کنیم این هر سه تا قابل تغییر هست اگر به فرض درآمد قابل تغییر نباشه که معمولاً مشکله مدیریت که قابل تغییر که مخارج هم قابل تغییره مال چیزی هست که باید جمعش کنی دورش رو بگیری رو زمین مثل آب وایسته نه تو زمین که شنه هر چی آب بریزی آب میره پایین دیگه آب واینمیسته که رو زمین سفت چیه آب وایسته.پس وقتی می خوای که درآمدتمشخصه باید اینو مدیریت بکنی شما نمی تونی اگر هزار تومان درآمدت هستش بگی من هزار تومان رو میدم در راه خدا هر هزار تومان رو که خدا برکتمو زیاد کنه اصلانم همچین کاری درست نیست منطقی نیست خدا نگفت اگر شما هزار تومان پول داری هر هزار تومان در راه من بدید که منم تعهد می کنم بهت برگشت بدم میگه شما باید زکاتشو یه مقدارشو یه قدرشو حالا خمسه، زکاته، حالا هرچی که برنامه قانونش هست اون مقدارش رو می تونی بدی اونم خودت نیازمند نباشی.پس باید مدیریت کنی نگهداری کنی این نیست که بگی نه من یه نون دارم خودم گرسنمه می خوام بدهم در راه خدا خب بدی از گرسنگی می میری خودت فقط یه نون داری یه مقدارشو در راه خدا بده همشو نده پس مدیریت می تونی بکنی تو مخارج باید حساب کنی یه سری خرج داریم ما یه سری برج داریم ما قدیمیا می گفتن شما خرجتون رو اگر بخوای غذا بخوری غذا جزو خرجه ضروریاته ولی کفش رو حالا بعضیا می گفتن جزو خرجه بعضیا می گفتن جزو برجه که کفشم جزو خرجه پا برهنه که نمی تونیم بریم حالا می خوای کفش انتخاب کنی جیبت کارتونک بسته از بی پولی می خوای بری کفش مارک بخری که مثلاً بگی من مارک خریدم بدبختی بیچارگیه وضعت بسیار خرابه می خوای بری تلویزیون قسطیه 45اینچ بخری قسطی تا بعد بگی من تلویزیون اینجوری دارم بعدشم یه سال گذشت دو سال گذشت تلویزیونی که خریدی 3 میلیون تومان میشه 500 تومان نمیخری ازت پس دو میلیون سه میلیون اونجا چیه از بین میره می خوای غذا بخوری می تونی لوبیا درست کنی بخوری کم در بیاد می تونی بری پیتزا بخوری فلان کنی پس اینا قابل برنامه ریزیه امیدوارم کاملاً چیکار کنیم برنامه ریزی کنیم در زندگیمون اگر تونستیم درآمد رو ببریم بالا چه بهتر نتونستیم مدیریت کنیم و خرجمون نظارت کنیم  یه مقداری زیر پتو بذاریم یه مقداری در راه خداوند بدهیم تا این تعادل برقرار باشد.در آینده فقیری هست مریضی هست بی پولی هست همه چیز هست قدیم این اقتصاد معمولاً خانم ها اینو حفظ می کردن اون مردایی که ثروتمندن خب اونا که هیچی مهم نیست ولی تو خانواده های متوسط و یا خانواده های زیر متوسط خانم ها هستن که اینو حفظ می کنن یا نگهداری می کنن و باید در این مورد عمل کرد اقدام کرد باید اقتصاد رو چیکار کرد حفظ کرد.پس ما الآن میایم که قدیم یزدی ها می گفتن یک سال بخور نون تره صد سال بخور نون کره یعنی یک سال پس انداز کن هزینه هاتو کم کن درآمد مفید داشته باش بمونه چون پول پول میاره ولی برای سالهای بعد چیکار کن در آسایش و امنیت باش بعضیا میگن نه همین جوری از این قرض می کنن از اون قرض می کنن اونم درست نیست اونم به مراحلی میرسه که قرضت رسید به صد تومان هر شب بخور مرغ پلو قرض صدتومان خیلی خیلی بالا بود اون موقع که قرض به صد رسید به یه مقدار بالا بره هر چی می خوای بخوری آب از سرت گذشته دیگه بیچاره شدی رفت.حالا هر کاری می خوای بکنی بکن آخرش مفس و بیچاره هستی این مسائل بسیار زیاد و با اهمیتی هست.حالا میایم ما  سر کنگره مونکنگره ما چرخ رو از نو اختراع کردیم یعنی برای یک NGO یک ساختار جدیدی رو بوجود آوردیم با یک مدیریت جدید و با مفاهیم جدید و با معانی جدید ابدای لغت های جدید حتی لغت هایی که در کنگره بکار می بریم در هیچ کجا در هیچ جای دنیانیست چون بعضی واژه ها اون اثر خودش رو از دست داده بود و به مرور زمان و در طول تاریخ یه مفهوم دیگه ای داره مثلاً مفهوم مدیر عامل با مفهوم نگهبان خیلی متفاوت هست وقتی می گوییم مدیر عامل یه چیز دیگه ای در مغز ما تداعی میشه ولی وقتی میگیم نگهبان و یک چیز دیگه ای تداعی میشه نگهبان به معنی رئیس نیست به معنی مدیر عامل نیست به معنی یک محافظ حفاظت کننده است یک نگهدارنده است نگهبان جلسه باید حفظ کگند حراست کند یه نگهبان کنگره باید کنگره رو حفظ کنه حراست کنه نکنه بخواد سروری کنه مدیریت کنه آقایی کنه.پس این واژه دیگریه در بیرون داریم اعضای هیئت مدیره در کنگره داریم دیده بان ها  باز اعضای هیئت مدیره برنامه دیگریه کسانی هستند میان میشینن پشت میز دستور میدن حقوق بالا میگیرن مزایای بالا میگیرن و سود بالایی میگیرن ولی در کنگره 60 این خبرا نیست دیده بانان حقوق نمی گیرن نگهبان کنگره، کنگره مال نگهبان نیست که مال همه اعضاست کنگره اموال کنگره همه چیز کنگره مثل وقف عام میمونه ساختمان کنگره مال هیئت مدیره نیست مال مدیر عامل نیست مال نگهبان نیست حتی مال بنیان کنگره هم نیست همه مثل وقفه مدرسه مال کیه امام زاده مال کیه اموال کنگره هم چیه مال همه است چه باشن چه نباشن.پس اینجا واژه چه میاد دیده بان ها میاد یا واژه مرزبانان همه مفاهیم خاص خودش رو دارن متدد درمان DST روش درمان فرق می کنه جهان بینیش جهان بینی خاص خودشه پس گویی داره چرخ رو از نو درست می کنه ما اومدیم. دیدیم در کنگره یک سری مشکلات متعدد داریم  برای حل اون مشکلات و گروههای متعدد و افراد متعددی در کنرگه پیدا می شدند که پاشنه های کفششون رو خوابانده بودن کتشون رو دوششون بود هفت هشت ده نفر هم دور خودشون جمع کرده بودن شده بودن یک گروه یک باند در کنگره ما هر چه می ریشتیم اونا چیکار می کردن پنبه می کردن ما هر چه قانون می گذاشتیم اونا چیکار می کردن قانون هارو خط می کشیدن این هست که اون زمان گذشتهسابق پهلوی سابق بود می گفتن که تو مدرسه دوتا با هم صحبت می کردن یکی پدرش وکیل بود یکی پدرش پاسبان بود بعد با همدیگه داشتن یک یکی می کردن پدر کدوماشون بهترن اونی که پدرش وکیل مجلس بود می گفت پدر من تمام قوانین مملکت رو می نویسه و خیلی مهمه اونیم که باباش پاسبان بود میگه پدر من دوتومن میگیره تمام قانون های پدر تو خط میزنه توجه کردین.بنابراین ما کلی اینجا می آمدیم مثل وکیل مجلس قانون درست می کردیم واسه کنگره اونایی که پاشنه کفششون رو خوابونده بودن دور هم جمع می شدن دوتا استکان عرق می خوردن دوتا عدس  شیره می کشیدن و هر چی ما رشته بودیم همه رو چیکار می کردن پنبه می کردن اونجا بود که ما لژیون مالی رو لژیون کنگره رو بوجود آوردیم گفتیم که هر کسی که راهنما شد دارای یک لژیونه هیچکس هم حق نداره تو لژیون نباشه لژیونر هم کسی هست که امتحان داده باشد به عنوان کمک راهنما پذیرفته شده باشه چه همسفرها چه مسافرها چه گروه خانم ها چه گروه آقایون.پس لژیون ها شد یکی از راکان اصلی و اساسی ما که هویت کنگره و درمان رو حفظ کرد و دیگه ما در سراسر کنگره آدم اینجوری نداریم الآنه ما کسی نداریم مستم  آزاد باشه واسه خودش بیاد گروهی تشکیل بده از این کارا بکند اصلاً نداریم لژیون ها هم همه تحت کنترل و بازبینی چیه قرار میگیرن.پس اونجا کنگره رو از یک وضعیت بسیار مهم و آشفتگی که می تونست منجر به شکست و نابودی کنگره بشه لژیون ها این کارو انجام داد لژیون هم گفتیم از روی واحدهای نظامی قدیم برداشتم اونجا لژیون داریم چون سربازها که در حال نبرد بودن از جلو می جنگیدن ولی از پشت و چپ و راست چی بودن آسیب پذیر بودن داشت از جلو می جنگید یکی از پشت کاردو می کرد تو کمرش داشت می جنگید یکی از پشت با شمشیر میزد پهلوش داشت می جنگید یکی از سمت راست با نیزه می کرد تو پهلوش این از سمت پشت و دو طرف آسیب پذیر بودند.بنابراین اون متفکران قدیم میان تشکیل لژیون ها رو میدن که لژیون ها، افراد بصورت مربع یا مثلث یا دایره پهلو هم وایمیستادن میشدن سی تا آدم میشدن یه لژیون این پهلو هاشون به هم وصل بود پشتشونم که پشت همدیگرو حفاظت می کردن و این لژیون قدرتش سی تا مرد بود وقتی حرکت می کرد هر چی جلوش میومد نابود می کردن کسی نمی تونست این لژیون رو از هم بپاشه چون خیلی نیرومند و قوی بود.در کنگره هم همینطوره این لژیون ها باید نیرومند و قوی باشن و هستن کسی نمی تونه تو لژیون بیاد نفوذ کنه و از بیرون بیاد وارد لژیون بشه چهارتا رو بهشون چهارتا خلاف یاد بده و نابودشون کنه معمولاً لژیون ها همه مراقب همدیگه چیه هستن پس اونجا بود که سیستم لژیون در کنگره اومد در قسمت چی آموزش در قسمت سیگار باز از همون لژیون الگو برداری شد، شد لژیون ویلیام وایت برای چیه درمان سیگار از اونجا لژیون های جونز بوجود اومد برای لاغری لژیون های مرزبانی بوجود اومد واحدهایی که شعب رو اداره می کنند بر همین مبنی لژیون پزشکی بوجود اومد که در پارک طالقانی هست لژیون پزشکان اون بوجود اومد.پس ما از روی او لژیون اولی الگو گرفتیم و در تمام قسمت ها اومدیم لژیون های دیگه یعنی گروههای متعددی رو بوجود آوردیم تحت عنوان لژیون خب ما الآن در کنگره 60 که داریم که در کل کنگره 60 کار می کنیم باز یه مثلث داریم ما احتیاج به سه تا پارامتر داریم در کنگره یکی احتیاج به نیروی انسانی اولین مورد احتیاج به دانش داریم علم و دانش که صورت مسئله کتاب ها، مقالات، تحقیقات اینا همه میشن اون علم و متد DSD اینا میشن چیه دانش ما بعد ما نیروی انسانی می خواییم نیروی انسانی متخصص که نیروهای انسانیمون راهنماهامون هستن مرزبانامون، دیده بانامون، ایجنت ها، نگهبان های نظم، دبیرای جلسه، استادهای جلسه اونا هم نیروی انسانیمون هستند.پس یکی علم و دانش، یکی نیروی انسانی می خواییم و دیگری چیه پول مسائل مالی.دانش داشته باشیم نیروی انسانی داشته باشیم پول نداشته باشیم بی مایه فطیره یعنیهیچی اگر دانش داشته باشیم نمیشه چون این نیروی انسانی که در کنگره 60 هست این نیروی انسانی تحت 18 سال این نیروی انسانی پرورش پیدا کرده اموزش دیده الآن شما برو کانادا بخوای همچین نیروی متخصصی برای کنگره 60 بوجود بیاری یک میلیارد دلار پرداخت کنی همچین افرادی نداری که چنین آموزش هایی بلد باشن راهکارو بلد باشن DSD رو بلد باشن بتونن تیپر کنن بتونن برنامه ریزی کنن بتونن تبدیل کنن نداریم دیگه.پس این نیروی انسانی نیرویی است که تحت 18 سال تجربه و پالایش ذره ذره به این مرحله رسید پس نیروی انسانی خیلی مهمه دانش هم برای ما مهمه پول برای ما مهمه حالا یه گروهی هست میگه نه ما هیچکدوم از اینا رو نمی خواییم داریم دیگه که ما فقط نیروی انسانی هستیم راهنما و معتادها دور هم جمع میشیم نه دانش می خواییم نه پول می خواییم خب را همین ده سال درمان شده هنوز حالش خرابه دیگه هنوز میگه خدارو شکر امروز نزدم می خوام برم بزنم وسوسه دارم خمارم خودمو برسونم به جلسه چون باید این کامل باشه یه سیکل باید کامل باشه.نیروی انسانی باشهف علم و دانش باشه، مخارج هم باشه پول هم باشه، پول از کجا تأمین میشه پول مشروح باید باشه یک NGO نباید از این ور از اون ور پول بگیره حدالامکان از دولت نباید پول بگیره چون دولت خودش کلی مخارج داره NGO درست شدن که به دولت کمک کنن نه که NGO درست شدن که از دولت پول بگیرن دولت که خودش داره که دولت خودش بهزیستی رو داره اگر بخواد پول بده NGO میده به بهزیستی به اداره خودش کارمند خودش برنامه ریزی خودش میره میده به وزارت بهداشت و خیلی جاهای دیگه میده اموزش و پرورش.پس یه NGO درست نمیشه که چشمش به دولت باشه از دولت پول بگیره از دولت ساختمان بگیره یعنی میشه کارمندان دولت NGO باید روی پای خودش وایسته حالا موقعی زمینی مکانی چیزی در حد دولت باید باهاش همکاری کنه کمک کنه مجوز بده حمایت معنوی بکنه باید پول خودش در بیاره و ما از اونجایی که شروع بکار کردیم از نظر مالی روی پای خودمون ایستادیم و توانمون خوب بود کاسه چه کنم چه کنم دستمون نگرفتیم کاسه گدایی همدستمون نگرفتیم  از کسی هم نخواستیم خود اعضا این توان رو دارن و روی پای خودشون می ایستن و به همدیگه کمک می کنن و به یه نقطه ما رسیدیم چون جمله  مشهوری که گفتم و بارها دکتر حاج رسولی این رو مطرح می کنه گاوی که نون گدایی بخوره شخم نمیزنه که ما باید خودمون شخم بزنیم نون گدایی بخوریم دیگه از جامون حرکت نمی کنیم که دیگه کار نمی کنیم که نشستیم هممون منتظریم که یه پولی به ما بدن بعد پولرو هم که ما خرجش می کنیم تو سر کله همدیگه میزنیم که چجوری چیکارش کنیم خرجش کنیم.بنابراین مسئله پول خودش خیلی چیه مهمه مال، پول رو می خوایم چیکار کنیم پولی رو یکی مخارج یومیه ماست آب، برق، تلفن، قند، چایی، دستگاه فتوکپی، صندلی، میز، کولر، بخاری، لوله کشی، نقاشی ساختمان، اجاره محل و خیلی هزینه های دیگه این مخارج یومیه ماست ما یومیه یه سری خرج و هزینه داریم شما در نظر بگیرید که یک خانواده هستین سه چهار نفره یا دو سه نفره زیر فشار اقتصادیه این خانواده گاهی اوقات به سطوح اومدین نمی تونین اقتصاد یک خانواده سه یا چهار نفره رو فراهم بکنین.کنگره 60 یک خانواده ای هست بالغ بر 30000 هزار نفر چهل و خورده ای شعبه و مرکز و اینها چگونه باید اداره بشه.  بنابراین یکی خرج های یومیه هست خرج های یومیه هزینه های یومیمون هستن خب اینو میدیم از سبدها داده میشه خوشبختانه در ظرف این 17 یا 18 سال ما یه چک نکشیدیم که بره بانک بگن پول نداره یه جنس قسطی نخریدیم و حتی پول آب همین شعبه آکادمی 11 میلیون تومان شده بود مال چند سال بود، کنتور خراب بود، نبود فلان بود به هر حال اومد 11 میلیون 10 و خورده ای میلیون تومان آب اینجا بود یه قلم دارم براتون میگم چیز گفت سازمان آب گفت که شما 3 میلیون تومانش رو بدین بقیشو یک ساله بدین ماهی اینقدر بدین منم گفتم آقای سلامی تمام مبلغ رو چک بکش برین بهشون بدین هر ده میلیون و خورده ای رو یک چک بکش برین پرداخت کنین ماهی اینقد مثل گداها سر برج بریم هشتصد تومان بریز هفتصد تومان بریز کار مارو زیاد می کنه وقت مارو میگیره بنویسین بره درجا بدین درجا بایدپرداخت کرد ولی الآن به یه NGO های دیگر بگی آقا ده میلیون تومان یازده میلیون تومان فقط پول آبتون شده همه زهره ترک میشن زهره شون میترکه آخه چجوری یازده میلیون تومان چطوری بدیم چجوری ندیم از کی بگیریم از کجا چه کنیم ولی در کنگره پرداخت شد این خرج های یومیه که میگم همچین رقم هایی سر در میاره گاهی اوقات خب اینو قشنگ از سبدها میاد سبدها هم قانونش اینه که یک ریال جابجا نمیشه تمام اعضای کنگره 60 دبیرها مرزبانان نظارت می کنن مرزبان مالی در هر شعبه ای هست میاد نظارت می کنه نگهبان جلسه پولهایی که میگیره میریزه بانک بعد دوره چهارده جلسه اش تمام میشه برای چهارده جلسه خزانه هایی که در چهارده جلسه اعلام شده و گفته شده و دبیر و مرزبانان نوشتن یادداشت کردن تمام این مبالغ باید واریز بانک بشه به حساب کنگره 60 پول وقتی ریختن اسنادش باید بره پیش مرزبان ها و باید تمام چهارده تا قبض رو داشته باشه هر دبیر پول میده کجا مرزبان ها، مرزبان ها میده حساب داری نگاه می کنن سه شنبه ها چهارده جلسه بوده دوتاشو نداده تماس میگیرن آقا چهارده جلسه روزهای سه شنبه دوتا جلسه اش رو پرداخت نکرده بعد اونا میگن آقا این دو جلسه مثلاً تعطیل بوده یا مثلاً فلان طور بود یا مثلاً اینجوری شده.پس اینجا هیچکس از اعضای کنگره 60 دست به این پوله نمیزنن میره تو حساب داری پس شعب پول می خواد خرج داره مثلاً شعبه آکادمی یک میلیون تومان دو میلیون تومان بهش علی الحساب بهش میده اون یک میلیون دو میلیون تومانی که خرج کرد قند خرید چایی خرید فاکتور آورد البته چای و قند رو کلی می خریم ما یه جایی شما می خرین 60 هزار تومان ما همون 60 هزار تومان رو می خریم 6 هزار تومان مثلاً می خریدیم ده هزار تومان 12 هزار تومان چای خارجی می گرفتین که قیمتش خیلی بالا همشم رنگ و اسانس چای احمد چایی گل نشان فلان همش اسانس همش رنگ با قیمت خیلی خیلی بالا جز مریضی و سرطان زایی هیچ چیزی نداره یواش یواش چایی ایرانی خریدن با قیمت خیلی خیلی پایین با اون چایی خارجی یه ذره قاطی کردیم یواش یواش چای خارجی رو کم کردیم چایی ایرانی رو زیاد کردیم هم پول خیلی کمتری پرداخت کردیم ده برابر پول کمتر خرج کردیم هم یک چایی سالم خوردیم که بهترین ضد عفونی کننده برای مثانه هست چای ایرانی اونو استفاده کردیمو هم به کشاورزای ایرانی کمک کردیم که چایی کارا کاراشون میمونه گند میزنه از بین میره و چایی از هند و پاکستان و از چین و از بنگلادش چایی میاد اینجا و کشاورز ایرانی باید تو سر خودش بزنه پس چایی کشاورز ایرانی رو هم مصرف کردیم .بنابراین اونجا میریم چایی رو تقسیم می کنیم بنابراین بقیه مخارج همه رو می نویسن اینقدر چی کردیم اینقدر چی کردیم فاکتوراشو میارن میدن به امور مالی چک می رو امضاء می کنم اگر بخوام هزار تا پول بیارم باید اونجا رسید بدم هزارتا رسید بگیرم اگر مثلاً بخوام بنابراین یک ریال برای چی 17 و 18 سال ما یه قرون پول کم نیاوردیم خیال می کنین برای چیه برا چی وضع مالیمون مرتبه بدهکار نیستیم برای چی خوب یکیش مدیریته صحیح مدیریت عالی مدیریت عالی بچه های مالی بچه های امور مالی واقعاً عالین برنامه ریزی عالی یه مسئله اش هم اینه که ما دزد نداریم پنجاه تومان که تو سبد می اندازیم دزد نداریم که پول دزدی میشه اختلاس میشه اگر اختلاس می کردیم الآن بیچاره بودیم همه.مثل گداها کاسه چه کنم چه کنم دستمون بود یکی از مسائل که یک ریال پولهایی که داده میشه حرام چیه نمیشه سر جایگاه خودش چیه هست و خداوند روز به روز برکتشو چیکار می کنه زیادتر می کنه چون توش غل و غش نیست چون اگر غل و غش بود همه چی از بین می رفت یکی مخارج یومیه هست مخارج یومیه مارو سبدها میدن سبدهایی در گروه انجام میگیره اینا مال مخارج یومیه ما پرداخت میشه هیچ مشکلی نداریم دوتا منبع مخارج دیگه هم داریم ما یکی کار تحقیقاتمونه یا کارهای ورزشیمونه و یکی کارهای ساختمونیمونه سبدها کارهای یومیه رو میدن ولی برای کارهای تحقیقات اونجا دیگه سبدها نمی تونن اینون بدن سبدها به قدر بخور و نمیری هست که یه اب باریکه هست که میاد و جوابگوی همین هزینه های آب و برق تلفن و ایناست ولی برای تحقیقات و برای مسابقات ورزشی اونجا هزینه های بالایی می خواد یکی هم مسائل ساختمانی داریم به حساب زمین برای مسئله ساختمانی هم معمولاً خوشبختانه تفکرات خیلی خوبی انجام میدیم اومدیم شماره حساب باز کردیم برای زمین که هر کس می خواد به ساختمان کمک کنه بره به زمین بریزه چون ما قبلاً می بینی در بعضی مثلاً فرهنگسراها اونجا جلسه می گذاشتیم تا جلسه میومد درست میشدمدیر اونجا عوض میشد ما رو می کردن بیرون تو سرای محله می رفتیم اونجا می کردنمون بیرون و آسیب خیلی شدیدی به ما چیه زدن گرچه همه اینا وظیفشون هستش که در مورد اعتیاد چیکار بکنن ولی بعضیاشون گوش شنوا چیه ندارن.بنابراین ما باز باید روی پای خودمون بایستیم باید مکان هایی برای خودمون چیکار کنیم تهیه کنیم یا اجاره کنیم یا رهن کنیم یا بخریم که من گفتم تمام شهرها حاشیه های شهر ها بریم زمین بخریم هزار متر دو هزارمتر و کنگره درست کنیم که یه ساختمان باشه مال خودمون باشه الآن تو فرهنگسرا می خواییم افطاری بدیم میگن نه باید هفت شب درو ببندید برید می خواییم یه دیگ بذاریم پلو درست کنیم توی فرهنگسرا نمیشه پلو درست کنی تو فرهنگسرا سرای محله که نمیشه آش رشته پخت میگن اصلاً جمع کنین برین.بنابراین در بعضی جاها موفق بودیم در خیلی جاها گرفتار بودیم با همون حساب چی زمین حالا پس سوای مخارج یومیه برای تحقیقات و برای ساختمان ما احتیاج به یه منابع غنی و منابع مالی داریم این جا یهو زمین می خریم 400 هزار تومان می خریم 500 هزار تومان دیگه با این 500 تومان که شما تو سبد می اندازین چاره نمیشه که این دیگه نمیشه اونجا باید کوه خراب بشه تا دره پر بشه شنیدین باید کوه خراب بشه تا دره پر بشه دیگه صحبت 500 تومان، 200، 5000 نیست خدا عمرتون بده خدا خیرتون بده همون 5000، 500 تومان پاره ها مخارج یومیه کنگره 60 رو میده ولی برای ساختمان دیگه اینطوری نیست خب ما اونم بازم  یه فکر دیگه کردیم یه فکر زمینه بود شماره حساب زمین بود که توسط تمام شعب به حساب زمین میریزن هر چند به حساب زمین پول واریز کنن به حساب همون شعبه ثبت میشه.در کنگره یعنی اگر اصفهان 700 میلیون تومان به حساب زمین واریز بکنه اسنادشو بده این صد میلیون تومان به حساب نزد کنگره 60 در دفتر مرکزی باقی میمونه ولی از این صد میلیون نومان سی میلیون تومانش رو شعبه مرکزی برمیداره واسه خودش 70 میلیون تومان مال اصفهانه یعنی 70% درصد مال خود شعبه هست فکر می کنم 30% مال دفتر مرکزیه.حالا مثلاً شعبه اصفهان 70 میلیون تومان در حساب دفتر مرکزی داره یه زمین می خواد بخره150 میلیون تومان اونجا ممکن 80 میلیون تومانش رو دفتر مرکزی بهش بده و بعد بگه دومرتبه برگشت بده یعنی اون 30% برا خودش نمی خواد که بین شرکا تقسیم کنه یا به مدیرعامل بده به نگهبان بده نه اون ذخیره به قول دفتر ذخیره ارزیه ذخیره کنگره 60 که اگر یک شعبه ای بخواد ساختمان سازی کنه زمین بخره پول کم داره از اون منبع چیکار می کنیم ما بهش کمک می کنیم که قدرت خرید رو داشته باشه.بنابراین تا اینجا خیلی خوب عمل کرد بطوری که ما تونستیم با این حساب زمین رباط کریم زمین بخریم ساختمان بسازیم تونستیم هیدج زمین بگیریم ساختمان درست کنیم اصفهان زمین بخریم ساختمان درست کنیم بعضی شهرهای دیگه زمین بخریم و یا در دست اقدامه یا رهن بکنیم 60 میلیون رهن کنیم 100 میلیون رهن کنیم ماهی دوتومان سه تومان اجاره شو میدیم این کارا کردیم اومدم من یک سیاست دیگه ای ریختم که الآنه هفته آینده دو هفته دیگه نوبت اصلاً بحث تمام شعب راجع به لژیون مالیه و الآن حدود 55 دقیقه هست که من صحبت کردم همش بخاطر این تتمه آخری بود که الآن می خوام حرفشو بزنم و اون لژیون های مالی کنگره است.بعضیا پزشکن در لژیون پزشکی شرکت می کنن بعضیا در لژیون مرزبانی شرکت می کنند بعضیا در لژیون جونزن بعضیا در لژیون سیگارن بعضیا در لژیون های سفر اول سفر دومی ها هستن ما یه سری افرادی داریم که در گروههای مختلف خدمت می کنند یعنی توان اون ها تو قسمت نگهبانی هست تو قسمت مرزبانیه تو قسمت ایجنتیه تو قسمت راهنمائیه یا نگهبان یا لژیون های خدمتگزاره یه سری افراد داریم که این افراد گروه خونیشون به هیچ کدوم یک از این گروهها نمی خوره یعنی نه میتونن بیان تو، به رهایی هم رسیدن وضعشون خوبه وقت ندارن تو لژیون ها راهنما بشن فرصت مرزبانی هم ندارن فرصت ایجنتی هم ندارن خیلی کارها دیگر نمیتونن بکنن اینارو گفتیم در هر شعبه ای باید یک لژیون مالی درست بشه یعنی کنگره 60 باید یک لژیون مالی داشته باشه خانم های مسافر باید یک لژیون مالی داشته باشند آقایون مسافر هم هر شعبه باید یک لژیون مالی داشته باشند حتی در صورت امکان حالا باید تصمیم گیری بشه همسفرا هم اگر رقمشون قابل توجه بشه یا میگیم مستقلاًلژیون مالی بشن یا اگر کم بودن در لژیون مالی اون شعبه همسفرا و مسافرا ادغام بشن کار لژیون مالی چیه اینا چون نمیتونن مرزبان بشن خدمت کنن وضع پولیشون چیه بسیار مناسبه الآن کنگره 60 یه سری کارتون خواب نیستن.من بارها گفتم در کشور 97% حدوداً معتدا افراد موجه جامعه هستن وضع اقتصادیشون خوبه وضع اجتماعیشون خوبه تحصیلاتشون خوبه قدرتشون خوبه مسئولیت های اجتماعیشون خوبه همه چیزشون خوبه فقط یه مصرف کننده بودند 2% یا 3% کارتون خواب و فقیر و گدا و اینا هستن که از خط خارج شدن و کنگره 60 روی این 97% داره کار میکنه.پس آدمهای توانا و قوی و نیرومندی از نظر مالی ما زیاد داریم بین خودمون همون طور که ورزشکار زیاد داریم مهندس داریم دکتر زیاد داریم اقتصاد دان داریم مسئولین اداره جات داریم همه رقم جماعت داریم پس یه سری دیگه داریم فقط وضع پولیشون توپ توپه و خوبه و اینها می توانند از نظز مالی کمک کنند و ساختار مالی رو بریزن.پس در هر شعبه ای در هر نمایندگی یک لژیون تشکیل میشه تحت عنوان لژیون مالی چه کسانی وارد این لژیون مالی میشن کسانی وارد این لژیون مالی میشن عضو لژیون مالی میشن که وضعشون وضع مالیشون خوب باشه چه کسایی وضع مالیشون خوبه و ما از کجا بفهمیم که وضع مالیشون خوبه بگن می خوام وارد لژیون مالی بشم ما از کجا بدونیم وضع مالیش خوبه کسی که می خواد راهنمای لژیون بشه باید امتحان بده تا ثابت بشه علم و دانشش بالاست و می تواند راهنما بشه میگیم خوب بیا راهنما بشو کسی هم وارد لژیون مالی بشه وضع مالیش باید چی باشه برای این که اثبات کنه وضع مالیش خوبه باید درجا 5 میلیون تومان به حساب کنگره یه حساب لژیون مالی خودش چیکار کنه واریز کنه.یعنی هر عضوی که وارد لژیون مالی بشه باید 5 میلیون تومان بده مثلاً ما در آکادمی لژیون مالی هفت نفرند اولین کاری که این هفت نفر باید انجام بدن خودشون که وارد لژیون مالی باید سالی 5 میلیون تومان پرداخت بکنند این در جا نقداً چیه بدن آیا قسطی می توانند این 5 میلیون تومان را بدهند؟ نه.چون وقتی قسطی می خوان بدن یعنی وضع مالیشون خوب نیست و ما نمی خوایم کسی که وضع مالیش خوب نیس فشار بیاره رو خودش مجبور بشه این پول رو بده.پس افرادی که وارد لژیون مالی میشن باید هر کدوم سالیانه 5 میلیون تومان بدن و بعد اینا با هم تشکیل یک لژیون مالی رو میدن حالا آیا این افراد منابع مالی همین 5 میلیون تومانی است که داده اند یعنی منابع مالی این نه این شرط ورود به لژیون مالی اینه یعنی این 5 میلیون تومان رو داده اند که برادریشونو ثابت کنن حالا در لژیون مالی چیکار کنن برای کنگره منابع مالی تهیه کنن کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس پرواز کسی که پول داره پولدارها رو میشناسه فقرا هم فقرا رو میشناسن.بنابراین وقتی که کسی وضع مالیش خوب باشه اونایی که وضع مالیشون خوبه با اونا در ارتباطه دیگه کسی که استاد دانشگاه هست با استادای دانشگاه در تماس هست کسی هم که قالپاق دزده با قالپاق دزد کسی هم که قاچاق فروشه با قاچاق فروشا هر کسی با گروه خودشه اونا توان مالی چیه بالایی دارن پس اونا میشینن لژیون مالی برنامه ریزی می کنن که برای تأمین منابع مالی برای ساخت زمین یا ساختمان برای شعبه خودشون چیکار کنن ما الآن اینجا نشستیم شعبه اکادمی مال مردمه مال دولته فردا مارو از اینجا بیرون کنه ما چیکار کنیم مال خودمون نیستش که باید برای آکادمی زمین یا ساختمان تأمین بشه بازم تکرار می کنم زمین و ساختمانی تأمین بشه مال ما نیس مال فرد نیست این وقف عام هست عین مسجده عین امام زاده هست اینها ساختارها رو به وجود می آورند.پس افرادی که این وجوهات رو پرداخت می کنند و وارد لژیون مالی میشن یک ایجنت اون شعبه عضو افتخاری اون لژیون مالی میشه یعنی اینا میان ایجنت اون شعبه هم جزو لژیون مالی چیه میشه عضو افتخاریشه اگر این پول رو داشت داد که چه بهتر نداد عضو افتخاری اون لژیونه اگر ایجنت هم در جلسه حاضر نشد در جلسه لژیون مالی نگهبان مرزبانان در اون جلسه بجای ایجنت چیکار کنه حاضر بشه اینا برنامه ریزی می کنن طبق شعبه خودشون هر دو هفته یک بار هفته ای یک بار سه هفته ای یک بار تشکیل لژیون مالی میدن.لژیون مالی هم نمیره دفترچه دستش بگیره بگه تو مثلاً ماهی هزار تومان بده تو ماهی 5 هزار تومان بده تو ماهی دوهزار تومان بده تو ماهی 50 هزار تومان بده، نه لژیون مالی روی رقم های کمتر از میلیون تومان حق نداره کار بکنه نمیتونه از یکی پونصد تومان بگیره اگر می خواد ده تومان بده بیست تومان بده چهل تومان بده صد تومان بده بریزه تو سبد که ما از طریق لژیون های مالی بتونیم شعب رو تقویت بکنیم ما در سدد هستیم که فردا یک آکادمی درست کنیم یک دانشگاه بزرگ بین المللی درست کنیم برای کنگره 60همونطوری که گفتم چرخ رو از نو اختراع کردیم از نو روشها و متدها و مدیریت و برنامه ریزی در NGO در کنگره 60 به وجود آوردیم که الآن دنیا داره ازش الگو برداری می کنه همین جا هم ما باید یک دانشگاه درست کنیم دانشگاهی وجود ندارد که فارغ التحصیل از اعتیاد بده در سطح دنیا حرفم رو خیلی رک و روشن و شفاف بگویم در سطح جهانی دانشگاهی وجود ندارد که فارغ التحصیل از اعتیاد بدهد اگر فارغ التحصیل از اعتیاد هم میده به اعتقاد من هنوز دانش و آگاهیشون مثل دانش و آگاهی به روز کنگره 60 نیست. هنوز 50 سال از دانش و آگاهی کنگره 60 عقب هستن.بنابراین با شمشیر چوبی نمیشه رفت به نبرد یک چنین اهریمنی که به نام اعتیاد ما همون جوری که همه چیز رو به ثبات رسوندیم باید به کمک خودمون برنامه ریزی کنیم و به کمک دوست و به کمک مسئولین کشور که مجوزاشو بگیریم امکاناتشو بگیریم یک آکادمی برای اعتیاد، آکادمی بین المللی جهانی به زبان انگلیسی نه به زبان فارسی من خودم انگلیسی ام خوب نیست به زبان انگلیسی از اقصا نقاط دنیا بیان در این آکادمی در چه رشته هایی دروسشون شامل پزشکی، فیزیولوژی،روان پزشکی، فلسفه، این سه تا دست به دست هم بدن و از اون اول از لیسانس و فوق لیسانس تا مرحله دکترا برای اعتیاد نیرو پرورش بدن برای چی برای پیشگیری برای مهار برای درمان.ما فردا چنین کاری می خواییم بکنیم الآن یک زمین یخواین بخرین طرف رودهن اون طرفا حدود 40 یا 50 میلیارد تومان یک زمین که شما می خواهید بخرید 10 هکتار 5 هکتار 6 هکتار بخریندر این اطراف تهران حدود لااقل 50 یا 60 میلیارد تومان فقط پول زمینش میشه پس ما در لژیون مالی چنین دورنمایی رو داریم نگاه می کنیم چنین افراد مسممی می خواهیم که با توان و با قدرت تمام بتوانند اینکارو بکنند و به یادگار برای خودشون بزارن اگر ثروت هایی دارن ثروت هارو نزارن دست چهرتا میراث خور بخورن بهشون فاتحه هم ندن برا اونا هم بدن ولی بیان براشون جایی کار کنن که عام المنفعه باشه که سالهای سال انسان ها بیان و به درمان برسن که اگر لااقل نوه های خودشون نتیجه های خودشون ندیده های خودشون نبیره های خودشونم هروئینی شدن شیشه ای شدن و خیلی موادی که در آینده اختراع خواهد شد لااقل یه جایی باشه برن درمان بشن.امیدوارم که در هفته آینده راجع به لژیون مالی راجع به اعلام مالی کمک مالی اینا صحبت کنید وقتی هم مشارکت می کنید از طرف خودتونصحبت کنید، بالاغیرتن مشارکت کنید نشینین اونجا لب گود بشینین بگین لنگش کن آره باید همه شما به کنگره بدین همه باید به امور مالی بدین ببین خودت میتونی چیکار کنی چه کاری میتونی انجام بدی چه خدمتی میتونی انجام بدی.بنابراین ما برای ادامه کنگره 60 و برای دورنمای کنگره 60 و برای جهانی شدن کنگره 60 جهانی شدن کنگره 60 نه این که بخاطر این که بگین کنگره 60 خیلی مهمه نه عاشق این نیستیم که کنگره 60 جهانی بشه که ما مثلاً قهرمان چی شدیم مدال طلا به ما بدن یا جایزه فلان بدم نه اگر میگیم بخاطر جهانی شدن بخاطر این که بتونیم این دانش و این علم رو این فنی رو که بلدیم این فن رو ببریم به بنگلادش ببریم پاکستان ببریم افغانستان ببریم آمریکا واشنگتن روسیه چقد تو روسیه دارن میمیرن تو مترها از الکل چقد تو اوکراین تو زیرزمین تو متروها دارن بخاطر الکلیزم میمیرن چقدر در اتحادیه شوروی جواناشون مرداشون به چهل سالگی 25% به چهل سالگی مردا به زناشون نمیرسن در اثر استفاده از الکل مردان و زنانشون تا چهل و پنج سالگی میمیرن از این مرگ و میر جلوگیری بشه ما واسه خاطر این می خواییم جهانی بشیم بره آفریقا بره استرالیا بره آلاسکا بره جهان دیگری و این شعار نیست که دارن میدن.شما مقاله ویلیام وایت رو بخونین که تاریخ نویس بزرگ اعتیاد در ایالات متحده آمریکاست مرد بزرگ و دانشمند میگه کنگره 60 راه سومی رو بوجود آورده که تمام نقاط کلیدی راه های گذشته رو داره و ابداعات جدیدی داره که باید مورد الگو برداری قرار بگیره که وقتی مقاله چاپ شد خیلی از بزرگان داخل کشور منو خواستن که راجع به مقاله خواستن توضیح دادم و خیلی خوشحال شدن و که این حرکت از ایران شروع شد این یعنی ایران پرچمدار  درمان اعتیاد پرچمدار پیشگیری از اعتیاد این یعنی این.بنابراین امیدوارم که خوی راجع به مسائل مالی صحبت کنین مسائل مالی رو بشکافین نظرتونو بدین. پول چیز کثیفی نیست پول چیز بیخودی نیست پول باید در صراط مستقیم به دست بیاد و در صراط مستقیم خرج بشه و هزینه بشه تا ما بتونیم روی پای خودمون بایستیم

تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1395 | 09:22 ب.ظ | نویسنده : همسفر مرضیه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.