تبلیغات
شمیم عشق - متن سی دی آسیب شناسی

شمیم عشق - متن سی دی آسیب شناسی

وب لژیون همسفر سارا نجاران

وب لژیون همسفر سارا نجاران

شمیم عشق - متن سی دی آسیب شناسی وب لژیون همسفر سارا نجاران
به نام قدرت مطلق

متن سی دی آسیب شناسی

به قلم همسفر الهام
همه به عناوین مختلف حتی در زندگی خودشان صبح تا شب در حال ایجاد قفل هایی هستند، یعنی یک بندهایی را به دست و پای خودشان می زنند. اینجا وقتی می گوئیم علم پیچیده نیست هر چیزی کلیدی دارد، علم و دانش یعنی دانستن
مبحث امروز مربوط به اسفند ماه هشتاد و چهار است.

""علم و دانش پیچیده نیست هر چیزی کلیدی دارد، اگر کلیدها را پیدا نمائید آن هنگام می توانید کار با ارزشی بنمائید و در این راه با آنانی که درس درستی دریافت نموده اند و با تلاش و پژوهش خودشان به آن علم و دانش افزوده اند می توانند با امتحان و آزمایش درست، کار بسیار عظیمی انجام بدهند""

قبل از ورود به بحث، می خواهم راجع به مثلث فضولی صحبت کنم که البته فضولی انواع و اقسام دارد که این یک نوع از ُآن هاست. وقتی دو نفر یا دو گروه با هم صحبت می کنند که ساق مثلث به حساب می آید، قا عده مثلث، کسی است که موضوع بحث و صحبت به او ربطی ندارد و وارد بحث می شود که او را فضول می گوئیم که این ها در جامعه ما بسیار زیاد هستند. این در همه جا صادق است از محیط خانواده شروع می شود تا محیط کار، تا بیرون تا اجتماع، یعنی احضار فضل کردن. دو نفر در خانه مشغول دیالوگ گفتن باهم دیگر هستند، شما نفر سوم هستید و  به شما هیچ ربطی ندارد اگر جلو ی خودت را بگیری،آن دو تا که باهم حرف می زنندبه یک جایی می رسند. تو یک مر تبه وارد می شوی که هیچ ار تباطی با تو ندارد وقتی وارد می شوی ناخودآگاه طرف یکی از آنها را می گیری ،طرف مقابل که احساس می کند یک مرتبه ضعیف شده به شما پرخاش می کند و می گوید به تو چه و شاید خیلی مسائل دیگری. ما در سطح کنگره هم داریم، دو تا مسئول با هم صحبت می کنند شخص دیگری می آید و خودش را قاطی می کند. ما درکنگره با این قضیه بر خورد کردیم که در بعضی مکان ها بودیم که مسئولین برای بازدید آمده بودند که اعضای کنگره هم حضور داشتند که مسئولین باید جوابگوی بعضی مسائل می بودند که بعضی ها خودشان را نخود آش کردند و پریدند وسط و شروع کردند به صحبت کردن که این یک نوع از فضولی است.

بعضی نقاط چیزی را برای ما روشن می کند که همه ما فرا بگیریم، فرا بگیریم آن چیزی که به ما مربوط نیست  خودمان را داخل نکنیم. راهنما با شاگردش در حال صحبت کردن و دادن برنامه به اوست یک مرتبه شخص دیگری خودش را وسط می اندازد و می گوید: نه اگر این کار را انجام بدهی بهتر است. در تمام سطوح این اتفاق می افتد که ما باید سعی کنیم در قضیه ای که به ما ارتباطی ندارد دخالت نکنیم که این از کم دانشی و کم علمی ماست که به آن یک عمل سالم اتلاق نمی شود و یک عمل ناسالم است. در حرمت کنگره هم داریم که بدون اجازه سخن گفتن، یا حرف دیگران را قطع کردن جزء ضد ارزشها به حساب می آید. چیزی که به ما مربوط نیست بهتر است که سکوت بکنیم و ناظر باشیم و دخالت نکنیم، اگر از ما اظهار عقیده خواستند ما وارد صحبت می شویم. این نکته ی بسیار مهمی است برای حفظ شخصیت خودمان که باید به آن توجه کنیم.

مبحثی که داریم این بود که ""علم و دانش پیچیده نیست هر چیزی کلیدی دارد."" همان طوری که ما هر دری را بخواهیم باز کنیم یک کلید مربوط به خودش را دارد. هر قفلی را بخواهیم باز کنیم یک کلید مربوط به خودش را دارد. متاسفانه در جهان امروز و در زندگی روزمره ی ما انسانها، قفل ساز خیلی زیاد داریم، ماشااله همه قفل ساز هستند ولی کلید ساز نداریم یا خیلی کم داریم. همه به عناوین مختلف حتی در زندگی خودشان صبح تا شب در حال ایجاد قفل هایی هستند، یعنی یک بندهایی را به دست و پای خودشان می زنند. اینجا وقتی می گوئیم علم پیچیده نیست هر چیزی کلیدی دارد، علم و دانش یعنی دانستن، این شامل مسائل روزمره ی زندگی ما نیز می شود. علمی که می گوئیم فقط علم مولکولی، علم اتمی، علم بیولوژیک یا علم سلولی نیست، علم زندگی هم هست که شامل همه به صورت عام می شود.

اگر ما کلید گاوصندوق را داشته باشیم راحت در آن را باز می کنیم ولی وقتی کلید آن را نداریم یا باید گاوصندوق را منفجر کنیم یا چکش و پتک بیاوریم که با هزار مکافات بتوانیم در آن را باز کنیم، وقتی که در باز شد ممکن است به محتویات داخل گاوصندوق آسیب وارد شده باشد. هر نوع مسئله ای که داریم هم همین طور است. اگر ما بدهی داریم این بدهی را به عناوین مختلف می توانیم پرداخت کنیم. باید برایش برنامه ریزی کنیم. اگر می خواهیم پولی را قرض کنیم در  بهترین وضعیت می توانیم راهی را پیدا کنیم که این پولی که می خواهیم قرض کنیم کمترین آسیب را به ما بزند، میتوان این پول را نزول کرد یا از بانکی وام گرفت با سود 30 درصد یا از بانکی دیگر وام بگیریم با سود 18 درصد یا از چند تا قرض الحسنه با سود پائین یا بدون سود این مبلغ را وام بگیریم که هر کدام حکم یک قفل را دارد. برای یک وام گرفتن، شما چندین راه دارید بستگی به شما دارد که کدام راه را انتخاب کنید.

برای هر موضوع و مسئله ای راه های متفاوتی داریم بنابراین هر قفلی یک کلید و یک فاعل دارد. فاعل یعنی کسی که قفل را باز می کند یعنی عمل کننده که خود ما هستیم. حالا قفل هست و فاعل که ما هستیم، حال فاعل باید بگردد تا کلید  این قفل را پیدا کند تا بتواند آن قفل را باز کند. همیشه کلید آماده نیست، باید جستجو کند که بهترین نوع کلید را پیدا کند تا بتواند آن قفل را باز کند و این یک مسئله ی بسیار مهم و اساسی می باشد.  مسئله ی دیگر، وقتی شما به عنوان فاعل می خواهید بگردید و قفل را باز کنید باید چه کار کنید؟ چیزی که شرط اول است، جمع آوری اطلاعات است. قبل از جمع آوری اطلاعات شما باید بدانید که چه می خواهید یعنی صورت مسئله ی موضوع را به گونه ای طرح کنید که یک قسمتهایی معلوم باشد و قسمتهایی مجهول یعنی صورت مسئله ی موضوع حل شود. گاهی شما صورت مسئله موضوع را به گونه ای طرح می کنید که اصلا قابل حل نیست که البته خیال نکنید که فقط آدم های معمولی این کار را انجام می دهند حتی بزرگترین بزرگان علم و دانش هم مرتکب این اشتباه می شوند و صورت مسئله را غلط مطرح می کنند از جمله این صورت مسئله ها که غلط مطرح شد همین صورت مسئله ی اعتیاد است که بزرگانی از جمله مرکز تحقیقاتی سوء مصرف مواد مخدر نایدا از آمریکا که از آنجا شروع شد تا تمام دانشگاه های مطرح دنیا این موضوع را قبول داشتند. 

 این صورت مسئله نادرست حل شده که به همین دلیل می گویند اعتیاد درمان ندارد . چون صورت مسئله اعتیاد در این گو نه مطرح شد که فرد معتاد در اثر استفاده از مواد مخدر یک مقدار سم در بدنش وجود دارد و ما اگر آن سم را از بدن فرد خارج کنیم شخص خوب می شود. که این تعریف غلطی است. صورت مسئله باید طوری مطرح شود که قابل حل باشد هر مسئله ای در زندگی روزمره ی ما انسانها را شامل می شود. وقتی ما می آییم و از بیخ و بن مطرح می کنیم که اعتیاد یک بیماری مرموز و نا علاج و پیش رونده ای است این یعنی مسئله اصلا قابل حل نیست. برای طرح هر صورت مسئله ای ابتدا باید اطلاعات جمع آوری کنیم. حتی برای یک ازدواج یا یک جدایی یا یک شراکت برای کار و...هر موضوع دیگر.بعد از جمع آوری اطلاعات باید موضوع را آسیب شناسی کنیم. برای هر کاری باید آسیب شناسی کنیم که موضوع چه معضلاتی دارد چه مشکلی دارد،از کجا،ضربه میخوریم. از کجا دچار مشکل می شویم. این مشکلات ممکن است چقدر باشد و چقدر عمق داشته باشد همه را باید بررسی کنیم. در صورت مسئله اعتیاد باید جمع آوری اطلاعات بکنیم سپس مسئله را آسیب شناسی کنیم که از کجا ها گزند و ضربه وارد می شود که بعد از جمع آوری اطلاعات و آسیب شناسی باید نقشه حرکت یا پروتکل را ترسیم کنیم.بعد از جمع آوری اطلاعات آسیب شناسی و ترسیم پروتکل یا نقشه راه مرحله ی اجرا می رسد. باید حتما موضوع به اجرا در بیاید.

 در صورت مسئله اعتیاد،نقشه راه و اجرا در هر کدام از اینها درست موضوع را حل نکرده باشم به شکست منجر می شود. اگر صورت مسئله مشکل داشته باشد قطعا بدانید پروتکل و اجرا هم اشکال دارد. در مقوله اعتیاد در سطح جهان صورت مسئله اشتباه است پس هر چه نقشه راه و پروتکل است آن هم اشتباه است و هر چه هم  اجرا می شود آن هم اشتباه است. برای اینکه صورت مسئله بر مبنای سم بودن مواد مخدر مطرح گردیده ودرمان بر حساب خارج کردن مواد کخدر یا همان سم از بدن مطرح شده است. من برای ایجاد کنگره اولین کاری که کردم روشن کردن صورت مسئله اعتیاد بود. یعنی خشت اول اینکه فقط برای یک سری مصرف کننده بیان کنم نه اینگونه نبود. آمدم و صورت مسئله اعتیاد را به صورت یک مقاله علمی در آوردم به کنگره سراسری دانشگاه سیستان و بلوچستان به عنوان مقاله ارائه دادم، دعوت شدم. رفتم و راجع به آن سخن گفتم که در سال 1378بود هجده سال  پبش که بعد از هجده سال هنوز صورت مسئله اعتیاد در سطح کشور جا نیفتاده است . به تازگی یواش یواش، خوشبختانه مسئولین کشور به این مسئله توجه می کنند. چون از ما خواستند پروژه DSTوطرح مدل کنگره 60 را درجا های دیگر اجرا کنیم.و از ما خواستند که برای جمع آوری مصرف کنندگان مواد مخدر و نگهداری آنها از مدل کنگره 60 استفاده کنند. مسئولین به من گفتند این طرح الان ملی است درست است که این طرح از شما بوده ولی هم اکنون برای ما یک طرحی است مربوط به ایران و امروز جامعه با دید دیگری به شما نگاه می کند. چون صورت مسئله اعتیاد ما درست بوده و حقیقت در ادامه نقاب از رخ بر می گیرد و یواش یواش خودش را نشان می دهد. وقتی صورت مسئله را درست مطرح کردیم پروتکل هم درست مطرح شد. پروتکل ما متد DST است، ضریب 0/8  پله ها 21  است، اندازه گیری دوز داروی OT باید مشخص شود. پروتکل درمان شیشه، هروئین، حشیش و... همه برنامه ریزی شده نوشته و مشخص شده است. حال وقتی این ها مشخص شد نوبت اجرا  می شود. حال ممکن است صورت مسئله ات درست باشد، پروتکل هم درست باشد ولی اجرا مشکل داشته باشد باز به مشکل بر می خوریم و در ادامه نتیجه ای ندارد. بعضی اوقات ما در یک قسمت این موضوع اشکال داریم و بعضی اوقات در هر سه قسمت مشکل داریم و این مسئله ی بسیار مهمی است که باید به آن توجه و دقت کنیم.

""اگر کلید ها را پیدا بنمائید، آن هنگام می توانید کار با ارزشی بنمائید""

موقعی که کلید را پیدا کردید می توانید کار مهم و با ارزشی را انجام بدهید. لوئی پاستور کلید میکروب را پیدا و کشف کرد و توانست کار با ارزشی انجام بدهد یا برادران رایت برای پرواز آمدند و کلید پرواز را پیدا کردند که تمام پروازهای امروزی با پیدا کردن آن کلید، امروز به نتیجه رسیده است. در مسئله اعتیاد و تعریف اعتیاد هم در کل یک کلمه است تعریف اعتیاد جایگزینی است و مسمومیت و وابستگی نیست، جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد طیبعی بدن است. اگر کلید را پیدا نکنید نمی توانید کار با ارزشی را انجام دهید در هر قضیه ای.

""و در این راه به آنانی که درس درستی دریافت نموده اند و با تلاش و پژوهش خودشان به آن علم و دانش افزودند، می توانند با امتحان و آزمایش درست ،کار بسیار عظیمی انجام بدهند""

آنهایی که درس درست دریافت کرده باشند. همه درس می گیرند ولی ممکن است درس غلط بگیرند. شما ممکن است سالها تحت آموزش باشید ولی سالها غلط آموزش گرفته باشید و تحت آموزش درستی قرار نگرفته باشید و آموزش معکوس فرا گرفته باشید. کسانی که درس درستی دریافت کردند و با تلاش و پژوهش خودشان به آن علم و دانش اضافه کرده اند می توانند با تست ها و آزمایشات مختلف، کارهای بسیار بزرگی انجام بدهند.

"" در این راه آن قسمت از خواسته های خداوند هم به انجام می رسد که از ناپیداها به پیداها اُنسی برقرار بنمائید که قابل حس و لمس باشد و هر کلمه جای خود را برای انجام خدمت و وظیفه پیدا کند""

در همان راهی که آموزش درست بوده و با تلاش و کوشش تحقیق هم کردند و به نقطه های عظیمی دست پیدا کردنددر این هنگاه آن قسمت از خواسته های خداوند به انجام رسیده یعنی خداوند هم همین را می خواهد که انسان ها به علم و دانش مسلح بشوند. خداوند علم را دوست دارد و به انسانها یاد می دهد، خداوند خود اسماء را به انسان آموخت. خدا به انسان می گوید: آیا شما تعقل نمی کنید ( لایات لقوم یتفکرون ) یعنی نشانه ها مال کسانی است که تفکر می کنند و یا ( لایات لقوم یعقلون ) یعنی نشانه ها مال آنهایی است که تعقل می کنند و یا می گوید: آیا نادانان با دانایان برابرند، چون برای دانایان ارزش قائل است. خداوند اهمیت بسیار زیادی برای علم و دانش قائل است، خداوند می خواهد که انسانها فرا بگیرند، آموزش ببینند و یاد بگیرند که چه کار کنند پس خواست خدا این است که انسان در مسیر خودش به کشف خیلی مسائل برسد.

""از نا پیداها به پیداها""

یعنی از محهول به معلوم برسیم، از نیستی به هستی برسیم، همان فلهمها فجورها و تقواها، از ناپیداها الهام و القاء بشود به پیداها.

"" که قابل حس و لمس باشد، که هر کلمه جای خود را برای خدمت و وظیفه پیدا کند""

که اینجا کلمه به یک لغت اطلاق می شود و کلمه به عنوان هر انسان می باشد چون انسان به عنوان کلمه هم مورد خطاب قرار گرفته است. که می گوید: انسان آفریده شد برای خدمت و برای عبد بودن، که گفتیم تمام موجودات هستی برای خدمت نمودن خلق شده اند ( مثال یک درخت سیب که برای خدمت به انسانها آفریده شده چون سیب و میوه بدهد و یا گیاهان و حیوانات دیگر ) هستی خود کفا است یعنی خرج خودش را می دهد حالا چه بهتر که برای خدمت جای خود راپیدا کند که بهترین خدمت را انجام می دهد.

"" نیروهای عظیمی با توان و پتانسیل بالا را در خدمت عمل و علم و دانش بخوانید و آنانی که همیشه می گفتیم، هستان جایشان را به نیستان که هست خواهند شد می دهند و این چرخه برای خود، انسانهایی پرورش می دهد که ما هم در حلقه های بعدی به آن آرامش و خواست قوی تر خواهیم رسید""

در اینجا بحث آکادمی و دانشگاه هم است، که می گوید برای آکادمی، نیروهای متخصص علمی و عملی لازم هستند و اگر آکادمی را احداث کنید می توانید آنها را در رشته های مختلف آموزش دهید.

اندک اندک جمع مستان می رسد               هستان رفتند و نیستان می رسند

ما یک سری هستان در کنگره 60 داشتیم که الان نیستندو رفتند و قبلا خدماتی را انجام دادند و جای آنها کسانی آمدند که آن موقع نبودند، الان هم خیلی ها هستند که نیستند و وجود ندارندحال هنوز به دنیا نیامده اند و یا هنوز به کنگره نیامدند( ولی آن نیستان هم در آینده می آیند و هستان جای خود را به نیستان می دهند)

""و این چرخه"" یعنی جهان پس از مرگ، ما در جهان پس از مرگ در آرامش و فردوس قرار می گیریم که  همه ی ما به آسایش و آرامش دیگری می رسیم.

""امواج خود آنچه را بخواهند برای ما ارسال خواهند نمود و ما هم در تکامل به هم یاری خواهیم نمود""

امواج همان فلهمها فجورها و تقواهاست، پس الهام می گردد به ما فجور و تقوا، آن الهام ها در تکامل ما را خیلی یاری خواهند داد.

"" لوئی می گوید: پژوهشگر عزیز، همیشه نمی توان میکروب ها و ویروس ها را خورد، چون این کار، کار خود آنهاست و شما را به مهمانی خود دعوت نخواهد کرد""

می گوید میکروب ها را نمی توان خورد، چون خوردن ویروس ها کار خود ویروس هاست برای همین شما را دعوت نمی کنند.

""پس باید راه درستی بیابید تا از شر آنها راحت شوید""

پس برای رهایی از دست میکروب ها باید راه دیگری را پیدا کنیم، این نوشته مربوط به سال 1384 می باشد و ما در کنگره آن زمان، یک سری ویروس و میکروب داشتیم که می آمدندو کارهای ضد ارزشی انجام می دادند و دسته جمعی کار می کردند و بچه های تحت درمان را منحرف می کردند و حتی از لباس و پوشش نامناسب هم استفاده می کردند و یک وضعیت نامناسب را ایجاد می کردند و آنها برای خود گروه تشکیل داده بودند و متخلف بودند و اینها نقش میکروب و ویروس را داشتند و بیان می شود که نمی شود اینها را خورد و از بین بُرد، چون خوردن، کار همین میکروب هاست و شما را به کارشان دعوت نمی کنند و بیان شد که شما کار دیگری بکنید که از شر این ویروس ها نجات یابید و راحت شوید و آن موقع بود که ما در یک وضعیت بغرنج قرار گرفته بودیم و بعد از تفکر کردن، دستور تشکیل لژیون را صادر کردم و از میان اعضای خوب،  آزمون و امتحان گرفتیم و آنها را به عنوان کمک راهنما انتخاب کردیم و از آنجا لژیون ها تشکیل شدند و میکروب ها خورده نشد و سم زدائی نشد و با درست شدن لژیون ها آنها همدیگر را خوردند. یعنی برای اجرای برنامه ها ما نمی توانیم به عنوان حذفی برخورد کنیم و میکروب ها و ویروس ها خود باعث حذف خود می شوند. 

 نویسنده: همسفر الهام از لژیون دوم

منبع :وبلاگ شعبه شیخ بهایی اصفهان،




طبقه بندی: سی دی های آموزشی، 
برچسب ها: کنگره 60، سی دی آسیب شناسی،  

تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1396 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : همسفر الهام | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.