شمیم عشق - استادی راهنمای عزیز همسفر سارا بعد از چهارده جلسه نگهبانی

وب لژیون همسفر سارا نجاران

وب لژیون همسفر سارا نجاران

شمیم عشق - استادی راهنمای عزیز همسفر سارا بعد از چهارده جلسه نگهبانی وب لژیون همسفر سارا نجاران

به نام خدا

روز دوشنبه 08/08/96جلسه اول از دور چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانیهمسفرآزاده،استادی همسفر سارا و دبیری همسفر فرخنده با دستور جلسه "وادی دوم "رأس ساعت 15شروع به کار نمود.

وادی دوم مرا از حس های منفی و حس بیهودگی، پوچی، بی حسی و خیلی از کینه ها و انتقامهایی که در دلم داشتم و افسردگی که داشتم نجاتم داد...ادامه مطلب

ابتدا استاد چند جمله ای در مورد هفته گلریزان صحبت کردند:

ما ساکنین، خودمان باید بناهای کنگره را آباد کنیم برای آباد بودن بیشتر بناهای کنگره و پیشرفت و توسعه کنگره خودمان باید این بناها را مستحکم و پایدار نگه داریم برای هر ساختاری و سازمانی نیروی انسانی، علم و دانش و پول لازم است تا بتوانیم آن بنا را حفظ کنیم برای مستحکم کردن ستونهای کنگره هم نیروی انسانی همان راهنماها، مرزبانان، ایجنت و.....هستند نیاز داریم و برای مستحکم نمودن پایه های مالی کنگره خود ما هستیم که باید کمک کنیم و در هفته آینده حتماً مراسم گلریزان را با شور و شوق فراوان انجام دهیم. پس از این هفته هر مقداری که می خواهید کمک کنید در نظر بگیرید. شما اگر بخواهید بیرون به مشاوره خانواده بروید هر جلسه ای برای 20دقیقه حداقل باید 60الی70 هزار تومان هزینه کنید. اینجا بدون هزینه 3ساعت در یک جلسه پر انرژی می توانید استفاده کنید و بهره ببرید و با حال خوش  و سرشار از انرژی به خانه می روید پس باید بتوانید در استحکام پایه های مالی کنگره قدم بردارید و هفته آینده در این امر بزرگ سهیم باشید.

دستور جلسه وادی دوم است، ما در کنگره برای خروج از تاریکی و مشکلات چهارده وادی را باید طی کنیم که قوانین زندگی هستند برای صلح، آرامش و آسایش و حال خوش ماست این چهارده وادی خیلی زیباست. برای ما همسفران این چهارده وادی مثل دارو، قرص و شربتی هست که مسافرانمان می خورند. پس ما همسفران اگر می خواهیم جسم، روان و جهانبینی ما به تعادل برسد باید این چهارده وادی را قورت بدهیم.

 همینطور که می دانید اولین وادی تفکر است که ما هر کاری را باید با تفکر آغاز کنیم البته تفکر باید واقع بینانه باشد یعنی تفکر ما به فرمان عقل برسد. ما برای هر چیز بیهوده ای نباید تفکر کنیم باید برای چیزهایی که ارزش دارد تفکر کنیم به خاطر این است که ما می گوییم تفکرات ماست که تقدیر ما را رقم می زند پس ما باید به چیزهای خوب فکر کنیم. ما قبل از اینکه به کنگره بیاییم با تفکرات غلطمان یک زندگی آشفته و بهم ریخته برای خودمان درست کرده بودیم و هرچه فکر می کردیم و می خواستیم از مشکلات بیرون بیاییم تازه به عمق تاریکیها می رفتیم و نمی دانستیم چه کار کنیم و مشکلمان را چگونه حل کنیم. خودمان را، عشقمان را،  ایمانمان را و انسانیتمان را گم کرده بودیم و یک روزی متوجه شدیم همه چیزمان را از دست داده ایم. مادیا ت و معنویات و همه هدفمان را از دست داده بودیم و یک جایی هم متوجه شدیم که با جهل و نادانی و ناآگاهی خودمان و ناشکری که کردیم غرق ضدارزشها شدیم و مسیر و هدفمان را طوری گم کردیم که هر روز از خدا طلب مرگ می کردیم و می گفتیم خدایا ما را ببر!! این چه زندگی است که ما داریم؟

 حالا این وادی می گوید نگران نباش، امیدوار باش، خودت را بشناس، زیرا هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به این حیات نمی گذارد و هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خودمان به هیچ فکر کنیم. می گوید یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور یا اینکه می گوید پایان شب سیه سفید است. می گوید انسان تاریکیها را تجربه می کند برای پی بردن به عظمت روشناییها. پس ما هم باید از این گذرگاههای سخت عبور کنیم تا بتوانیم انسانی کارآزموده و رها شویم و شرط اول برای رها شدن این است که ما از ضدارزشها خارج شویم و قدم به ارزشها بگذاریم.

 حقیقتاً وادی دوم مرا از حس های منفی و حس بیهودگی، پوچی، بی کسی و خیلی از کینه ها و انتقامهایی که در دلم داشتم و افسردگی که داشتم نجاتم داد. من به خاطر این حس های بد در ناامیدی رفته بودم و اعتماد به نفسم را از دست داده بودم. طوری که هفته ای نبود که به خودکشی فکر نکنم و تمام ضدارزشها برای من ارزش شده بود. همیشه می گفتم ای کاش من هم می توانستم مثل بعضی ها بدجنس باشم و بتوانم کارهایم را انجام دهم، چرا من نمی توانم زرنگ باشم و خیلی از کارها را زرنگی و ارزش می دانستم.

 هرکسی هر حرفی می زد روی من تأثیر می گذاشت و مرا بهم می ریخت تا اینکه در سفر اول مسافرم تیتر وادی دوم مرا بیدار کرد حتی وقتی مسافرم سفر می کرد من در ناامیدی بیشتر فرو رفته بودم چون تازه فهمیده بودم همسرم یک مصرف کننده بوده و من این چند سال را گول خورده بودم و می گفتم به من خیانت کرده که به من نگفته مصرف کننده است و تیتر وادی دوم به من این را فهماند که امکان ندارد چیزی در این جهان باشد و بیهوده باشد و اگر من تصور کنم چیزی بیهوده است چون من هسته درونی و فلسفه وجودی آن چیز را پی نبرده ام.

 هر روز می گفتم ما آدمها برای چه چیزی به دنیا آمده ایم آمده ایم که رنج و سختی بکشیم و بعد هم از این دنیا بمیریم و برویم که چی شود؟ واقعاً از زندگی سیر شده بودم اینجا بودم که فهمیدم من هسته درونی خودم و موجودات دیگر را نمی شناسم و حتی پشه و مگسی که این قدر خاصیت دارند من بی خاصیت می دانستم. ولی بعد متوجه شدم تا قهر را نفهمیم مهر را نمی فهمیم، تا درد فراق را نکشیم لذت وصال را نمی توانیم بفهمیم و غم های بزرگ همیشه سرچشمه بدیها نیستند غم ها می توانند ما را به بالاترین درجه و مقام خاص انسانیت برسانند مهم این است که من چه نتیجه ای از مشکلات می گیرم و بتوانم مشکلات را برای خودم شکلات کنم. پس باید صبر داشته باشم و ناامید نباشم، تفکرات منفی را کنار بگذارم و از مسائل تجربه کسب کنم و نیمه پر لیوان را ببینم و هیچ وقت ناشکری نکنم.

 اگر من یک جا بنشینم و بگویم این تقدیر من است اینجا تعقل جای خودش را به بی خیالی داده است و صبر جای خودش را به تنبلی و کاهلی داده است. باید بلند شوم و حرکت کنم شاید تقدیر من خواست و تلاش خودم باشد پس من باید خودم تلاش کنم و بدانیم که تقدیرمان را خودمان رقم می زنیم و خود ما هستیم که گاهی صدای الهی و گاهی صدای نیروهای منفی را گوش می دهیم. انسان نادان ناامید و بدون تفکر است چون نمی داند که برای چه چیزی به این دنیا آمده است .من در کنگره یاد گرفتم که هدف از خلقت من آموزش و خدمت است و برای رسیدن به صلح، آرامش و حال خوش مفید بودن و انسان را دوست داشتن و دوست داشته شدن باید سه تا خط عشق، عقل و ایمان من رشد کند. پس با اجرایی کردن آموزشهای کنگره به خوشبختی و زندگیمان طور دیگری نگاه کنیم اگر بتوانیم از گذرگاههای سخت عبور کنیم تبدیل به یک مدرس، معلم و استاد میشویم یعنی یک انسانی که در صلح و آرامش زندگی می کند و هیچ گاه بهم نمی ریزد .زندگی ساز دل است تو نوازنده این سازی و بس، تو اگر شاد زنی شاد شوی، گرچه باشی چو قناری به قفس،  ساز زندگیتان همیشه کوک باشد.


منبع: نمایندگی شیخ بهایی




طبقه بندی: گزارش جلسات کنگره 60،  جهان بینی، 
برچسب ها: درمان اعتیاد کنگره 60، استادی همسفر سارا نجاران، وادی دوم،  

تاریخ : شنبه 13 آبان 1396 | 04:54 ب.ظ | نویسنده : همسفر الهام | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.